در سکوتم تو همیشه حاضرى و
من همیشه به یادت سرشار از
سکوتم!

از کجا باید می دانستم؟!
در هیچ فرهنگ لغتی
ذکر نشده بود ،
"دوستت دارم" ،
معنی اش
ماندگار نیست...

افسوس به خاطر تمام لحظه هایی که می توانستی
“مرهمم” باشی نه “دردم” …

عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني
گوش خواهم داد بي هيچ سخني
دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم
درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني


فــرامــوش ڪــردنـتـــ بــرایـم مـثـل آبـــ خــوردن
استــ ...
از همــان آبـهـایـے ڪــه مـیـپـرد تــوی گــلـو
خــفــه ات میــکنـد ...
از همان هایے ڪــه بــایــد ساعـت هـا سـرفـه ڪـنـے ...
از همــان هـایـے ڪــه بـی اختیــار اشـڪــهایـت را جـاری میـڪــند ...

در عشق کودکانه شاد باش ولی کودکانه لج بازی نکن

دلم می خواست،
با تو باشم در گوشه ای از دنیا
تنهای تنها،
در کنار تو.
اما
افسوس دست روزگار خیلی زود
آهنگ جدائی را می خواند.
اکنون
در کنار خاطراتم،
تو را زنده می بینم ای یگانه هستی ام ...

خدایا.....
بیا باهم قدم بزنیم.... باران از تو..... سیگار از من....

زمان ! به من آموخت که :
دست دادن معنی رفاقت نیست ...
بوسیدن قول ماندن نیست ...
و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ...

| ϰ-†нêmê§ |