سر بروی شانه های مهربانت میگذارم
عقده ی دل میگشایم
گریه ی بی اختیارم
از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

میشــه یکـی بگــه دوستـت دارم یعنـــی چــــی !!؟
شـــاید مـــن واقعـــــاً بــــد بـــرداشــت کـــــردم ...
صـدای ســازم در نیــمه های شبـــ ,
ســـمفونـــی مرگــ خــودم را تــداعــی می کــــند ...!
چه کـــلاســیک ,
مــنـــ ... ,
تیـــک تــاک ســاعتـــ ... ,
مــن مــی مـیرمـــ ... !
بــی تــو
امــا با یــاد تو ..

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدن؟؟؟
گفته بودم مردم اینجا بدن!!!
دیدی ای دل حرف من بیجا نبود؟؟؟
از برای عشق اینجا جا نبود!!!
نوبهار عمر را دیدی چه شد؟؟؟
زندگی را هیچ فهمیدی چه شد؟؟؟
دیدی ای دل دوستی ها بی بهاست؟؟؟
کمترین چیزی که میبینی وفاست؟؟؟

| |
فاصله ها...
دل شکسته ام، از تکرار حادثه ها به دنبال مرهمی هستم
تا رد پای زخمی را بزدایم .
می خواهم فاصله ها را به فراموشی بسپارم و امید را به خانه کوچک قلبم دعوت کنم.
اولین امید من آن وجود پاک توست و آخرین امید من نگاه توست |
|

دلتنگی چه حس بدی است....
تنهایی چه حس بدی است
کاش...
پاره ای ابر میشدم
دلم مهربانی می بارید
کاش نگاهم شرار نور میشد
اشتی میدادش
و
که دوست داشتن چه کلام کاملی است
و
من...
چقدر دلم تنگ دوست داشتن است!

رفتی و از رفتن تو
قلب آئینه شکسته
کو چه ها در خلوت شب
پنجره ها همه بسته
آسمان خاکستری رنگ
بغض باران در نگاهش
خنجری در سینه دارم
زوزه ابر سیاهش
بی تو من از نسل٬
بارانم بارانم بارانم
چون ابر بهارانم
گریانم گریانم گریانم
بی تو من با چشم گریان
سیل غم برد آشیانم
خواب سرخ بوسه هایت
می نشیند بر لبانم




یک نفر در همین نزدیکیها ،
چیزی برایت جا گذاشته به وسعت یک زندگی
آرام چشمهایت را ببند
خیالت راحت باشد !!
یک نفر برای همه ی نگرانیهایت بیدار است ...
یکنفر که از همه ی زیباییهای دنیا
تنها تـــ♥ــو را باور دارد ....

| ϰ-†нêmê§ |