دوستی تو قسمت نظرات نوشته بود :


یه روزی یه وقتی یه جایی همه ی انسان ها تنها می شن ...

 

 

در جواب نوشتم "  بله ... البته وقتی که خدا رو فراموش کنند ... "

 

کاش در فکر چاره برای روزی باشیم که:  نه مال و ثروت مون ما رو همراهی می کنند / و نه همسر و فرزندانمون / و نه مقام و قدرتمون / و نه زیبایی و جمالمون ...

 

روزی که از دنیا نصیبمون اعمالیه که پیش فرستادیم و مقداری پارچه ساده و یک متر جا ...

 

درفکر دوست شدن با کسی باشیم که هیچوقت و هیچ جا تنها نمیذارتمون ...

 

خدایا دستهای سردم رو دردست بگیر ...

 

 احساسم اینه : دارم غرق میشم ...


 

"  دمی چند گفتم برآرم بکام

 

 

                 دریغا که بگرفت راه نفس

 

 

دریغا که بر خان الوان عمر

 

                  دمی خورده بودیم و گفتند بس


چهارشنبه 27 دی 1391 21:57 |- kolbetanhai -| ارسال نظر(2)


ϰ-†нêmê§