

مـــــــــن زخمــــــــهای بی نظیری به تــن دارم
اما تــــ ـــــو مهــــربان تــــرینشان بودی ،
عمیـــــق تــــرینشان ،
عــــزیــــــــز تـــرینشان !
بعــد از تــــ ـــو آدم ها
تنها خــــراش های کوچکی بودند بــر پوستـــــم
که هیچ کـــــــدامشان
به پای تـــــ ــــــو نــــــرسیــدند
به قلبــــــم نـــــــرسیدند . . . !


اوج یک داستان عاشقانه
جاییست که برای اولین بار
دستش را در دستت میگیری...




یادمه وقتی کنارم نبودی بهت می گفتم ای کاش کنارم بودی بهم میگفتی دســـتات چـــرا اینقــدر ســـــرده ولی
بهم میگفتی من کنارتم ولی تو منو نمیبینی
بهم میگفـتی دســـتام تــوی دسـتت هســت
میگفتی با گرمای دستم سردی دست تو از بین میره
اون موقع خوب بـا این حرفات یادم میرفت که ازم دوری
فکر میکردم واقعا کنارمی
الان که تو توی اون دنیایی و من روی زمین تنها
واقعا احساس میکنم که ازم دوری
واقعا احساس میکنم که تــنــهــام
چون دیگـه نیســـتی که بـا حرفـات آرومم کنــی

هر آدميــ توو زندگيش ؛
يه بيــ معرفتــــ داره ....
که اون بيــ معرفتــــ ،
يکي از دوستـــ داشتنيـــ ترين آدمايـــ روزگاره ... !!!


دنیا مجهز به دوربین مدار بسته است ...
و...
حواسم نیست که جریمه هایم ...
هی دارد سنگین تر میشود
و من ...
غافــــل !!!

هنوز هم وقتی باران میبارد تنم را به قطرات باران میسپارم... میگویند باران رساناست!!! شاید دستهای مرا هم به دستهای تو برساند

| ϰ-†нêmê§ |