اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم
بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت،
اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم،
تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم

کاش می شد \" فقط \" تو را داشته باشم....
خدا هی بپرسد :خب، دیگر چه؟؟
من بگویم :هیچ، همین کافیست!!

بــــــهانه گـــــــير ،زبــــــــــان نفهم …
دلـــــــــــم را مـيگويـــــــــم … !
آخــــــــر تــــورا از کـــــــجا برايش بـــــــــياورم

به سلامتی عشقی که من را داشت
ولی در گوش همه زار می زد که تنهایم .........

داورقلبم نه سوت دارد
نه کارت قرمز...
راحت باش
تادلت می خواهد خطا کن.
سکوت می کنم بازهم سکوت می کنم



مـــــردانـــگی میــخواهـــــد !
مــــــــاندن ،
.
.
.
.
.
پــای عشــــــقی که مـُـــدام تـو را پـــس میــــزنــد . . .

هوایت که به سرم می زند
دیگر در هیچ هوایی،
نمی توانم نفس بکشم!
عجب نفس گیر است
هوایِ بی توئی!

خـــدایـــــا . . .
از این به بعد به مخلوقاتت
یک مترجم ضمیمه کن
اینجا هیچ کس
هیـچ کـس را نمـی فهمد . .

اگر تنهایی ام چشم مرا بست ...
اگر دل از تنم افتادو بشکست..
فدای پای قلب آن عزیزی..
که درهر جا که باشد یاد ما هست...

| ϰ-†нêmê§ |